تبلیغات
در آغوش محبت خداوند - دل و جان ما سر بسر پیش توست

خوشا آنان که در زمین گمنامند ولی در نزد آسمانیان معروف.


Admin Logo
themebox Logo

کد متحرک کردن عنوان وب


اقای من! پیشانی صدق و اخلاص در درگاه دوست نه، واز صمیم قلب بگو آمدم. اگر گفتند اینجا چرا آمدی؟ بگو به کجا روم و به کدام در رو کنم؟

این ره است و دگر دوم ره نیست                این در است و دگر دوم در نیست

اگر گفتند به اذن چه کسی آمدی؟بگو شنیدم:

بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست           در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند تا به حال کجا بودی؟ بگو راه گم کرده بودم.

اگر گفتند چه چیزی آورده ای؟ بگو: اولا دل شکسته که از شما نقل است:

در کوی ما شکسته دلی می خرند وبس         بازار خود فروشی از آن کوی دیگر است

و ثانیا:

من گدایم چه توانم ببرم در بر شاه              طمع بخششم از درگه سلطان من است

  و ثالثا:

 الهی! آفریدی رایگان، روزی دادی رایگان، بیامرز رایگان تو خدایی نه بازرگان.

اگر گفتند: بیرونش کنید، بگو:

نمی روم ز دیار شما به کشور دیگر          برون کنید از این در آیم از در دیگر

اگر گفتند: این جرئت را از که آموختی؟ بگو از حلم شما.

اگر گفتند: قابلیت استفاضه نداری، بگو قابلیت را هم شما افاضه می فرمایید.باز اگر از تو اعراض کردند، بگو:

  به والله به بالله به تالله                 به حق آیه نصر من الله

که مو از دامنت دست بر ندیرم       اگر کشته شوم الحکم لله

اگر گفتند: مذنبی، بگو اولا شنیدم شما غفارید و ثانیا من ملک نیستم آدم زاده ام، وثالثا:

ناکرده گنه در این جهان کیست بگو          آن کس که گنه نکرده و زیست بگو

من بد کنم و تو بد مکافات دهی             پس فرق میان من وتو چیست بگو

اگر گفتند این حرفها را از کجا یاد گرفتی؟بگو:

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود            این همه قول وغزل تعبیه در منقارش

اگر گفتند چه میخواهی؟ بگو:

جز تو ما را هوای دیگر نیست            جز لقای تو هیچ در سر نیست

خوشتر از گفته تو گفتاری                 بهتر از دفتر تو دفتر نیست

دلگشاتر از محضر قدست               محضر هیچ نیک محضر نیست

    جانفزاتر زنفحه آنست                    نفحه مشک و عود وعنبر نیست

 

کتاب شریف نامه ها برنامه ها اثر عارف کبیر وحکیم فرزانه حضرت علامه ابوالفضائل حسن حسن زاده آملی:ص ۱۶۱