تبلیغات
در آغوش محبت خداوند - بوسه ای میزنم بر دستان خسته ات ای پدر

خوشا آنان که در زمین گمنامند ولی در نزد آسمانیان معروف.


Admin Logo
themebox Logo

کد متحرک کردن عنوان وب

تاریخ:سه شنبه 11 تیر 1392-06:36 ب.ظ

بوسه ای میزنم بر دستان خسته ات ای پدر

مهربانی خداوند را باید در تو جستجو نمود...


روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت من قویترم یا تو؟ پسر گفت من.

پدر جا خورده و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من. 

پدر بغض کرد ودوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت من .

پدر ازجابلند شد چند قدم باناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید من قویترم یا تو؟ پسر گفت تو ... 

پدر گفت چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم ؟ 

پسر گفت نه آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . .






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات یک دوست خدا() 


نسرین
چهارشنبه 23 مرداد 1392 05:06 ب.ظ
بابام ناراحت بود حرفی میخواست بزنه من من میکرد سبک سنگین میکرد انگار با خودش می گفت بذار نگم بچه است نمیدونه نکنه دلش بگیره اشکال نداره دلمو شکسته من فراموش می کنم ولی گفت گفت
دخترم چرا به من زنگ نیزنی چرا حالمو جویا نمیشی منم بابات منی که حتی روزانه شارزتو برات میفرستم ولی حاضر نیستی 1 ثانیشو برای من خرج کنی راستش دخترم بابا دلش خیلی گرفته میدونی چرا چون تو نفسمی عزیز دردونه بابایی ....بعدش با بغض سنگینی گفت خدافظ

نیتونم وصف کنم چه بلایی سرم اومد درونم اتش شد اتشو غورت میدادم صدام خفه شده بود فقط گفتم وای بر من وای بر من


من چی شدم کجای کارم ...
پاسخ به نام او و سپاس او : ای کاش بیش تر از بیش قدر این گوهرهای دنیایی مون رو میدونستیم
و هزاران ای کاش...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.